ئاواتہ قہ رب ولیت,ناتي باق و و بوستانہ دائيكا وي زمانا،ئيلام وو كوردستانه هہ ر کاري هہ ر چي دوشوار،گشتي لہ با وی ئاسان بہ رقہ رار وو پاوہ رجا،وه لاتى مہ خوراسان ئوستانه كي مہ زهبي،پر هہ م ژى پہ ناوہ رہ ئيشقي ايمامي هہ شتان,سہ وا مہ بال وو پہ رہ
خانگی من کورمانج (خواهر کرمانجم)
ای گردآفريد زمان، ای نامدار تاریخ، ای مبارز، ای خستگی ناپذیر پرتلاش، ای آموزگار طبیعت، ای شیر بیشه ها، ای ببر غرنده کوهستان ها، ای کبک زیبا و خرامان دره ها، ای آهوی رمیده دشت اسفراین و ماروسک، ای غزال جنگل های گلستان، ای مرال نازنین، ای گل رنگارنگ هزارمسجد و شاهجهان، ای برف سپید آله داغ، ای چشمه سرد و زلال آرموتلی، ای بلبل خوشخوان، ای مرخ و سرو سرافراز گولیل و زیلان، ای صخره ی سرسخت دوچنگ و کیسمار، ای دژ تسخیرناپذیر کلات و دمدم، ای مظهر صبر و قناعت، ای سرمشق شرافت و متانت، ای عصاره شجاعت و عزت نفس، ای ونوس کوهساران، ای الاهه ی زیبایی، ای خداوندگار مهر و هنر :
من به تو و هنر تو و صفات نیک تو می بالم و هر بار که به لباس زیبای رنگارنگ اصیل تو می نگرم که پنج هزار سال تاریخ نیاکانم را مجسم می سازد، از شادی و غرور سر از پا نمی شناسم و اطمینان می یابم که تا فرهنگ نیاکان خویش را از یاد نبرده و همچون من و برخی دیگر بی قید و بند نگشته و از کوشش نایستاده و کورکورانه از دیگران پیروی نکرده ای، میتوانی مادری شایسته و نمونه باشی و فرزندان برومند و *جه جو* گونه ای از برای پاس داری مرز و بوم ایران زمین بپروری و نسل دلاور و سلحشور کورمانج را از وابستگی و نابودی برهانی و.....
خواهرم فراموش مکن روزی که پشت پا به فرهنگ نیاکان بزنی و زبان و لباس خود را نسنجیده و به تقلید از دیگران تغییر دهی دیگر مرا با تو هیچ پیوند و خویشاوندی نیست و امیدوارم چنین نشود.
*برادرکورمانج تو کلیم*
(برگرفته از کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان جلد سوم)
برچسب:
نویسنده: parastoo